زبون باز کردن.سیزده بدر و باقی قضایا...
پ سرمون داره به حرف زدن میوفته فقط 8 ماه شه اما می تونه بگه دد و ماما و بابا. اوخی نازی. فقط دوست داره باهاش بازی کنی. وقتی خوابیده و تو وایستادی اول دست و پا می زنه که بلندش کنی بعد بغض می کنه و اگه بازم برش نداری دیگه باهات قهر می کنه. پسرمون دد رو از این عروسکه یا دگرفته هر وقت صدای عروسکه میاد می زنه زیر خنده... چه شباهتی دارن اینا باهم! سیزده بدر باهام رفته بودم خونه اون یکی خاله اش تو حیاط شون یه چند تا عکسشو واستون می ذارم شهریارمون اشپز شده بود این عکس اخری رو خودم خیلی دوس دارم. چشماشو نیگا کن. بعدا باز هم اپ می کنم ...
نویسنده :
خاله جون
1:25

